ترجمه "pusat" به فارسی
ناف, وسط, اولیه بهترین ترجمه های "pusat" به فارسی هستند.
pusat
noun
-
ناف
nounLepas aku potong tali pusat tu.
همين که بند ناف رو بريدم.
-
وسط
noun -
اولیه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- تفرجگاه
- جان کلام
- قوت
- مركزي
- مرکز
- مرکز عصبی
- مرکز فرماندهی
- مرکزی
- مطلب عمده
- مياني
- میان
- میدان عمومی
- نکته مهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pusat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pusat" با ترجمه به فارسی
-
مرکز سهولت دسترسی
-
گوده مرکزی
-
سیا
-
شاخصهای مرکزی
-
سیا
-
مرکز شبکه
-
بطنی
-
بانک مرکزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن