ترجمه "putus" به فارسی
ادامه ندادن, انجام شده, براورد کردن بهترین ترجمه های "putus" به فارسی هستند.
putus
adjective
-
ادامه ندادن
verb -
انجام شده
adjective -
براورد کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- برچسب زدن
- بریدن
- بس کردن
- تجزیه
- تخمین زدن
- جدا کردن
- خشمگین ساختن
- قطع ارتباط
- قطع کردن
- نزاع
- وقوع یافته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " putus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "putus" با ترجمه به فارسی
-
آشفته · تارو مار · متفرق · متناوب · مختل شده · ناپیوسته · پراکنده · گسیخته
-
نقطه توقف
-
بحرانی · سن یاس · یائسگی
-
ناامید · نومیدی · یاس
-
نومیدی · یاس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن