ترجمه "radio" به فارسی
راديو, رادیو, میزان کننده بهترین ترجمه های "radio" به فارسی هستند.
radio
-
راديو
nounSuara saya do radio yang suruh kamu ke sini, Anna.
آنا ، صداي من توي راديو بهت گفت بياي اينجا.
-
رادیو
nounItulah antara stesen radio pertama di Kanada yang menyiarkan rancangan agama.
این رادیو اولین ایستگاه رادیویی بود که در کانادا برنامههای دینی پخش میکرد.
-
میزان کننده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "radio" با ترجمه به فارسی
-
رادیوی آماتور
-
بیسیم
-
رادیو اینترنتی
-
رادیو ترانزیستوری
-
مجری رادیو
-
رادیو تلسکوپ
-
ستارهشناسی رادیویی
-
ایستگاه رادیویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن