ترجمه "rangka" به فارسی
استخوانبندی, استخوانی, اسکلت بهترین ترجمه های "rangka" به فارسی هستند.
rangka
noun
-
استخوانبندی
-
استخوانی
adjective -
اسکلت
nounMaksudku, aku mimpi berlawan gergasi rangka dengan pedang2 di kepalanya.
یعنی خواب دیدم که با یه اسکلت بزرگ که یه شمشیر تو سرش بود مبارزه میکردم
-
ترجمه های کمتر
- برون نما
- تشریح
- رام نشده
- ساختار
- ساختمان بدن
- سازمان بدن
- قماش
- محصول
- نحیف
- پارچه
- کالبد
- کالبدشناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rangka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rangka
-
استخوانبندی
داربست یا چارچوبی از استخوانهای مربوط به هم که به بدن شکل میبخشد
عباراتی شبیه به "rangka" با ترجمه به فارسی
-
استخوانبندی انسان
-
نظام سیاست فرستنده
-
سطح برون نما
-
نماد برون نما
-
ماهیچه اسکلتی
-
برون نمای گسترده
-
طرح کلی داده ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن