ترجمه "rasa" به فارسی
اندیشیدن, اظهار نظر کردن, اعتقاد بهترین ترجمه های "rasa" به فارسی هستند.
rasa
-
اندیشیدن
verb -
اظهار نظر کردن
verb -
اعتقاد
nounPoppy, kenapa awak rasa Creek masih hidup?
پاپی, چطور اعتقاد داری اوورین زندست?
-
ترجمه های کمتر
- اعتماد
- باور
- تصور کردن
- حدس زدن
- رایحه تند
- رغبت
- شمردن
- طعم
- عقیده
- فرض کردن
- مزه
- مزه تند
- معتقدات
- نمونه گرفتن
- پنداشتن
- گمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rasa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rasa
-
طعم
nounRasa serangga ini dikatakan seperti udang atau ketam, dan kaya dengan protein.
گفته میشود که این حشره طعم میگو یا خرچنگ را دارد و سرشار از پروتئین است.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن