ترجمه "rawa" به فارسی
باتلاق, لجن زار, مرداب بهترین ترجمه های "rawa" به فارسی هستند.
rawa
-
باتلاق
nounDari rawa terbesar di selatan...
از باتلاق هاي بزرگ در جنوب...
-
لجن زار
noun -
مرداب
nounKita tidak pernah berada di rawa dalam masa lama?
ما زياد توي مرداب نبوديم
-
گنداب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rawa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن