ترجمه "remaja" به فارسی

برنا, بلوغ, دوره جوانی بهترین ترجمه های "remaja" به فارسی هستند.

remaja
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنا

    adjective
  • بلوغ

    noun

    Kerana anda akan mengalami perasaan dan tekanan baharu sepanjang zaman remaja anda.

    زیرا با امیال و احساسات دوران بلوغ و مشکلات این دوران مواجه هستید.

  • دوره جوانی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • رشد
    • نو جوانی
    • نوجوانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remaja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Remaja
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوجوانی

    Bapa mereka mengajar mereka tentang Yehuwa sejak mereka bayi lagi, dan mereka dibaptis semasa remaja.

    آرتور و دِنیس از کودکی حقیقت را از پدرشان آموخته و در نوجوانی تعمید گرفته بودند.

عباراتی شبیه به "remaja" با ترجمه به فارسی

  • بانو · بچه · جوجه · خانم · دختر · دختر دهقان · دخترک · عروسک · کدبانو
  • بلوغ · به به · دوره جوانی · رشد · سر · شکوفه · عجب · میوه · نو جوانی · گل
  • بارداری نوجوانان
اضافه کردن

ترجمه های "remaja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه