ترجمه "restoran" به فارسی
رستوران, غذاخوری بهترین ترجمه های "restoran" به فارسی هستند.
restoran
-
رستوران
nounDan kau akan memenuhi kehendak kau dan ambil alih restoran ini.
بعدش سرنوشت تو واقعيت پيدا مي کنه و بعد از من صاحب اين رستوران مي شي.
-
غذاخوری
Ada restoran berdekatan sini menyedikan susu kocak terbaik di Starling City.
یه غذاخوری نزدیک اینجا هست که بهترین میلک شیک های سیاه و سفید استارلینگ سیتی رو سرو می کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " restoran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "restoran" با ترجمه به فارسی
-
چایخانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن