ترجمه "roh" به فارسی
جان, روان, روح بهترین ترجمه های "roh" به فارسی هستند.
roh
-
جان
Suffix interjection noun proper -
روان
nounAjaran imamat akan menyuling ke dalam roh anda seperti embun dari syurga.
اصول کشیشی مثل شبنم های بهشتی بر روان ما چکیده خواهند شد.
-
روح
nounMenurut ajaran ini, roh orang yang telah mati boleh menjadi kawan yang berkuasa ataupun musuh yang menggerunkan.
در غیر این صورت روح متوفیٰ ممکن است سر دشمنی با زندگان بگذارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن