ترجمه "sakit" به فارسی
بیمار, درد, مريض بهترین ترجمه های "sakit" به فارسی هستند.
sakit
adjective
-
بیمار
adjectiveSepanjang masa itu, ibu jatuh sakit sebanyak dua kali.
طی آن زمان دو بار مادرم شدیداً بیمار شد.
-
درد
nounTak, saya tak suka memberus gigi kerana rasanya sakit.
نه ، خوشم نمياد مسواك بزنم چون درد ميكنه.
-
مريض
adjectiveKalau kamu tinggal di sini, kamu takkan sakit atau tua.
اگه اونجا زندگي کني نه مريض ميشي نه ميميري.
-
ترجمه های کمتر
- بیمار مريض
- اضطراب
- بیماری مزمن
- درد دادن
- دلتنگی
- زیان
- سوزش داشتن
- ضرر
- غم و اندوه
- غمگین شدن
- مریض
- نگران شدن
- نگران کردن
- پریشان کردن
- کسالت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sakit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sakit
-
درد
nounSakit sendi berulang lagi, tuan?
به خاطر درد نقرس تونه ، اعليحضرت ؟
عباراتی شبیه به "sakit" با ترجمه به فارسی
-
مرض قلبی
-
سردرد
-
بیمارستان · مریضخانه
-
زحمت · مشقت
-
اندوه · اندوه بسیار · بداندیشی · بدخواهی · بغض · حزن · رنجه داشتن · زهر · سم · عصبانی کردن · عناد · غصه · غم · غم زیاد · لج · متوقف کردن · مزاحم شدن · هم زدن · کینه · کینه توزی
-
باطل · ناتوان
-
خشخاش وحشی · دردسر · سردرد
-
مرخصی استعلاجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن