ترجمه "salah" به فارسی
غلط, ادم, بزهکار بهترین ترجمه های "salah" به فارسی هستند.
salah
adjective
-
غلط
adjectiveCuba untuk tidak berfikir itu dari segi betul dan salah.
سعي كن با ديد درست و غلط بهش نگاه نكني.
-
ادم
nounMungkin awak patut tanya salah seorang dari anak buah awak.
شايد بهتره از يکي از ادم کش هات اينو بخواي.
-
بزهکار
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دراشتباه بودن
- دروغ
- شخص
- شرمگین
- غلط بودن
- مجرم
- محاسبه اشتباه
- معیوب
- مقصر
- نادرست
- ناقص
- پیش بینی غلط
- کسی
- گمراه شدن
- گناهکار
- یک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "salah" با ترجمه به فارسی
-
بد تفسیر کردن · بد خواندن · درست نفهمیدن · غلط خواندن · نادرست فهمیدن
-
بد تفسیر کردن · بد خواندن · درست نفهمیدن · غلط خواندن · نادرست فهمیدن
-
اشتباه · بد تفسیر کردن · درست نفهمیدن · سوء تفاهم · نادرست فهمیدن
-
راهنمایی غلط
-
بد تفسیر کردن · درست نفهمیدن · نادرست فهمیدن
-
بد تفسیر کردن · بد خواندن · درست نفهمیدن · غلط خواندن · نادرست فهمیدن
-
بدرفتاری · خلاف کاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن