ترجمه "sama" به فارسی
برابر, تشبیه کردن, جور کردن بهترین ترجمه های "sama" به فارسی هستند.
sama
adjective
-
برابر
nounDan apabila anda selesai, anda akan mempunyai kuasa yang sama seperti Mordred.
و وقتی کامل شه ، صاحب قدرتی برابر با موردرد میشه
-
تشبیه کردن
verb -
جور کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- جورکردن
- دست انداختن
- شباهت
- شباهت داشتن
- صورت ظاهر
- طنز گفتن
- عضو مجلس اعیان
- قابلیت مقایسه
- متناظر
- هم دوش
- همانی
- همشان
- وفق دادن
- یکسان
- یکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sama" با ترجمه به فارسی
-
تقارن · همسانی
-
از همه جهت · بسیار · تماما · جمیع · سراسر · عینا · هرگونه · همه چیز · همگی · یکسره
-
پس
-
علامت کوچکتر یا مساوی
-
ازدواج همجنسگرایان
-
علامت تساوی
-
منحنی بیتفاوتی
-
بهره داشتن · در صد · سهیم بودن در · شرکت کردن · شریک شدن · قسمت بردن · متحد کردن · پیوستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن