ترجمه "satelit" به فارسی
ماهواره, ماهواره بهترین ترجمه های "satelit" به فارسی هستند.
satelit
-
ماهواره
nounKau takkan berjaya buat panggilan dengan telefon satelit itu, Mikey.
عمراً بتوني هيچ گهي با اون تلفن ماهواره اي بخوري ، " مايکي ".
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " satelit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Satelit
-
ماهواره
Satelit kami memeriksa wajah, biometrik dan imbasan tingkah laku.
ماهواره هامون دارن اسکن الگو های صورتی ، حرکتی و رفتاری رو اجرا مکنن
عباراتی شبیه به "satelit" با ترجمه به فارسی
-
جنگافزار ضد ماهواره
-
تلویزیون ماهوارهای
-
ماهواره هواشناسی
-
قمر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن