ترجمه "sedar" به فارسی
اگاه, بااطلاع, باخبر بهترین ترجمه های "sedar" به فارسی هستند.
sedar
-
اگاه
adjective -
بااطلاع
adjective -
باخبر
adjectiveSelepas tiga hari, dua saudari ini kembali ke ladang. Namun, pengurus ladang tidak sedar bahawa mereka telah membuat perjalanan itu.
آن دو خواهر سه روز بعد به مزرعه بازگشتند، اما مزرعهدار حتی از غیبت آنان باخبر هم نشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sedar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sedar" با ترجمه به فارسی
-
ذهن ناهشیار
-
نیمه هشیار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن