ترجمه "sejuk" به فارسی
سرد, sard, بی غیرت بهترین ترجمه های "sejuk" به فارسی هستند.
sejuk
adjective
-
سرد
adjectiveMalam itu panjang dan akan menjadi lebih sejuk.
امّا شبی طولانی در پیش بود، وقرار بود سرد تر هم بشود.
-
sard
-
بی غیرت
adjective -
سرما
nounJika dia tertidur dalam keadaan yang sejuk itu, dia akan mati.
به خواب رفتن در برف و سرما به قیمت جانش تمام خواهد شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sejuk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sejuk
-
سرما
nounJika dia tertidur dalam keadaan yang sejuk itu, dia akan mati.
به خواب رفتن در برف و سرما به قیمت جانش تمام خواهد شد.
عباراتی شبیه به "sejuk" با ترجمه به فارسی
-
سردخانه · منجمد کننده · یخدان · یخچال · یخچال برقی
-
راه اندازی سرد
-
عرق گیر · پلیور · ژاکت
-
المپیک زمستانی
-
یخچال
-
زمستان
-
زمستان
-
چایمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن