ترجمه "senior" به فارسی

سالخورده, مسن بهترین ترجمه های "senior" به فارسی هستند.

senior
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سالخورده

    adjective
  • مسن

    adjective

    Kita boleh harapkan bahawa Presiden dan para pemimpin senior Gereja akan terdiri daripada orang yang lebih matang dalam umur dan kerohanian.

    ما میتوانیم انتظار داشته باشیم که رئیس و سایر رهبران ارشد کلیسا همیشه مردانی مسن و مجرّب روحانی خواهند بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " senior " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "senior" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه