ترجمه "sensor" به فارسی
حساس, حسی, ردیاب بهترین ترجمه های "sensor" به فارسی هستند.
sensor
-
حساس
noun -
حسی
noun -
ردیاب
noun
-
ترجمه های کمتر
- سانسور
- سانسور عقاید
- مامور سانسور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sensor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sensor" با ترجمه به فارسی
-
کنترل آماری فرآیندها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن