ترجمه "serat" به فارسی
دندانه دندانه, رشته, نخ بهترین ترجمه های "serat" به فارسی هستند.
serat
-
دندانه دندانه
adjective -
رشته
nounTak jumpa serat kapas, atau apa-apa?
رشته هاي پارچه پشمي چيزي پيدا نکرديم ؟
-
نخ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " serat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Serat
-
الیاف
Anggota pengurusan bukti menemui serat pada bumbung untuk kita lihat.
شواهد یه سری الیاف روی سقف پیدا کرده میخوان که ما ببینمشون.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن