ترجمه "serbuk" به فارسی
خرده, خرده نان, پودر بهترین ترجمه های "serbuk" به فارسی هستند.
serbuk
-
خرده
nounDan bila kau berurusan dengan Pentagon, serbuk bernilai berjuta-juta.
، و وقتي که با پنتاگون معامله انجام ميدي خرده نون ها ميليون ها دلار مي ارزن
-
خرده نان
nounDan bila kau berurusan dengan Pentagon, serbuk bernilai berjuta-juta.
، و وقتي که با پنتاگون معامله انجام ميدي خرده نون ها ميليون ها دلار مي ارزن
-
پودر
nounApa saja serbuk daging, ia berkesan pada anjing ini.
حالا پودر گوشت هرچیزی که هست ، روی سگ جواب داد.
-
گرد
nounRibut kuat meniup debu sehingga setiap penjuru rumah diliputi serbuk perang yang halus. . . .
طوفان گرد و غبار همهٔ گوشه و کنار خانه را با پودری قهوهای رنگ و نرم میپوشاند. . . .
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " serbuk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "serbuk" با ترجمه به فارسی
-
باروت · پودر · گرد
-
متالورژی پودر
-
پودر ورآور
-
پودر آشپزی · پودر خمیرمایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن