ترجمه "sering" به فارسی
اغلب, بارها, بسامد بهترین ترجمه های "sering" به فارسی هستند.
sering
-
اغلب
nounNamun, seperti yang dinyatakan tadi, cadangan yang terbaik daripada pakar sering kali menyerupai nasihat Bible.
همان طور که پیشتر دیدیم بهترین راهنمایی مشاوران اغلب با حکمت کتاب مقدّس، این کتاب قدیمی، هماهنگ است.
-
بارها
adverbKami sering meminta bimbingan Yehuwa semasa memilih jenis rawatan.
ما بارها از یَهُوَه راهنمایی خواستیم تا بهترین روش درمانی را انتخاب کنیم.
-
بسامد
noun
-
ترجمه های کمتر
- تکرار شونده
- زود زود
- فرکانس
- مکرر
- همیشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن