ترجمه "serpihan" به فارسی
اشغال, باقی مانده, تراشه بهترین ترجمه های "serpihan" به فارسی هستند.
serpihan
-
اشغال
nounYa, tapi ada terlalu banyak serpihan diatas jalan raya.
اره. ولي کلي ات و اشغال و تو جاده هست
-
باقی مانده
nounBanyak karya purba juga tidak lengkap dan tinggal serpihan atau cebisan kecil.
از بسیاری از نوشتههای باستانی تنها قطعههایی باقی مانده و بخشهای دیگر از میان رفته یا شدیداً آسیب دیده است.
-
تراشه
noun
-
ترجمه های کمتر
- ته سیگار
- جگن
- خرده سنگ
- خرده شیشه
- رگه
- ریزه
- سنگ نتراشیده
- صدف
- قطعات
- قلوه سنگ
- نقطه
- کوزه شکسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " serpihan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "serpihan" با ترجمه به فارسی
-
بمب چندمنظوره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن