ترجمه "sibuk" به فارسی
مشغول, شلوغ کردن, عجله کردن بهترین ترجمه های "sibuk" به فارسی هستند.
sibuk
adjective
-
مشغول
adjectiveMairambubu dan saya juga sibuk menjaga keluarga kami yang kian besar.
به علاوه، من و میرامبُبو به تربیت فرزندانمان مشغول بودیم.
-
شلوغ کردن
verb -
عجله کردن
verb -
فریب دادن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sibuk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sibuk" با ترجمه به فارسی
-
اوج ترافیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن