ترجمه "sistem" به فارسی
سیستم, ابزار, اسباب بهترین ترجمه های "sistem" به فارسی هستند.
sistem
-
سیستم
nounSaya mengalami masalah sistem yang sangat sukar, namun tetap berjaya.
سیستم هماهنگ کننده پیچیده ای دارم ولی جواب میده.
-
ابزار
noun -
اسباب
noun
-
ترجمه های کمتر
- الت
- سامانه
- فلان چیز
- وسیله
- چیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sistem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sistem" با ترجمه به فارسی
-
سامانههای اطلاعاتی
-
دستگاه مختصات
-
رویداد سیستم
-
سیستم عامل دیسک Microsoft
-
دادوستد پایاپای
-
سیستم روی تراشه
-
نظام سیاسی
-
حفاظت سیستم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن