ترجمه "ski" به فارسی
اسکی, اسکی بازی, اسکی بهترین ترجمه های "ski" به فارسی هستند.
ski
-
اسکی
nounDia berpakaian seperti koboi, tapi memakai topeng ski.
مثل گاوچرون ها لباس پوشیده بود بجز ماسک اسکی
-
اسکی بازی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ski " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ski
-
اسکی
adjective nounDia berpakaian seperti koboi, tapi memakai topeng ski.
مثل گاوچرون ها لباس پوشیده بود بجز ماسک اسکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن