ترجمه "sperma" به فارسی

نطفه, اسپرماتوزئید, باضافه بهترین ترجمه های "sperma" به فارسی هستند.

sperma
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نطفه

    noun
  • اسپرماتوزئید

  • باضافه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دانه
    • منی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sperma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sperma
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپرم

    noun

    Untuk lahir pun, kita kena berlumba dengan 300 juta sperma.

    وقتي که درست بشي ، بايد با 300 ميليون اسپرم ديگه مسابقه بدي

عباراتی شبیه به "sperma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sperma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه