ترجمه "sudi" به فارسی

حاضر, راضی, راغب بهترین ترجمه های "sudi" به فارسی هستند.

sudi
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حاضر

    adjective

    Tidak seperti Nabal, Abigail sudi mendengar cakap orang lain.

    او برخلاف نابال حاضر شد که به گفتههای آن چوپان گوش دهد.

  • راضی

    adjective
  • راغب

    adjective

    Dia sudi mendengar orang lain dan bertolak ansur mengikut keadaan mereka.

    او راغب است به سخن دیگران گوش دهد و اگر جایز باشد درخواست آنان را بپذیرد و خواست خود را تغییر دهد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sudi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sudi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه