ترجمه "sukar" به فارسی
دشوار, سخت, صعب بهترین ترجمه های "sukar" به فارسی هستند.
sukar
-
دشوار
adjectiveJika tidak, adalah sukar untuk mengekalkan persahabatan, apatah lagi perkahwinan mereka.
در غیر اینصورت حفظ یک دوستی نزدیک دشوار خواهد بود — دیگر چه رسد زندگی زناشویی.
-
سخت
adjectiveDia sudah melalui banyak perkara sukar lebih dari yang kamu tahu.
اون دوراني سخت تر از اونچه تو مي دوني رو گذرونده.
-
صعب
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مشکل
- بالاتر بودن
- برتری یافتن
- سخت گیر
- لطیف
- ماهرانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sukar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن