ترجمه "tahanan" به فارسی
اسارت, بازداشت, بردگی بهترین ترجمه های "tahanan" به فارسی هستند.
tahanan
-
اسارت
nounSemasa menjadi tahanan ayah awak tiga bulan lepas, dia menyeksa saya dengan pedangnya.
، وقتی سه ماه پیش در اسارت پدرت بودم با خنجرش من رو شکنجه کرد
-
بازداشت
nounTak lama kemudian, dia berada di fasilitas tahanan remaja.
مدت ها قبل او خود را در مرکز بازداشت نوجوانان يافت
-
بردگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- توقیف
- حبس
- زندان
- غلامی
- محبس
- گرفتاری
- گرو
- گروگان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tahanan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن