ترجمه "tahu" به فارسی
دانستن, اعتقاد, اعتماد بهترین ترجمه های "tahu" به فارسی هستند.
tahu
verb
-
دانستن
verbSaya tahu bahawa mereka mengambil berat tentang saya, dan oleh itu saya dapat bertahan.”
دانستن این که همایمانانم به فکر من و نگران حالم هستند باعث میشود که وضعیتم را تحمّل کنم.»
-
اعتقاد
nounPercaya lah melalui internet kamu kamu akan tahu segalanya.
تو اعتقاد داري تو ميتوني کشف کني چنانکه با انگشت مي توني وارد اينترنت بشي
-
اعتماد
nounTentu kamu tak mahu tahu apa nasib kita tanpa dia.
اگه بهش اعتماد نکني ، نميدوني تبديل به چي ميش اوه!
-
ترجمه های کمتر
- اگاه
- بااطلاع
- باخبر
- باور
- تلون مزاج
- خیال
- درک کردن
- دونستن
- عقیده
- قصدی
- معتقدات
- هوس
- وهم
- کشک
- گمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tahu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tahu" با ترجمه به فارسی
-
من میدانم · میدانم · میدونم
-
من میدانم · میدانم · میدونم
-
من نمیدانم · نمیدانم · نمیدونم
-
من نمیدانم · نمیدانم · نمیدونم
-
من نمیدانم · نمیدانم · نمیدونم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن