ترجمه "takhta" به فارسی
اورنگ, تخت, سریر بهترین ترجمه های "takhta" به فارسی هستند.
takhta
-
اورنگ
nounTengoklah semua daging yang hanya mencangkung pada takhta purba itu.
به اون همه گوشت نگاه کن که چطور روي اورنگ باستاني چمباتمه زده. چقدر...
-
تخت
nounSaya tidak pernah melihat ini sejak Robert telah mereka dikeluarkan dari bilik takhta.
اينا رو از وقتي رابرت گفت از روي تخت شاهي جداشون کنن نديدم.
-
سریر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " takhta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "takhta" با ترجمه به فارسی
-
استعفا · انکار کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن