ترجمه "tamat" به فارسی
تمام کردن, دست کشیدن, موقوف شدن بهترین ترجمه های "tamat" به فارسی هستند.
tamat
-
تمام کردن
verbAwak tahu di mana ayah semasa hari tamat pengajian?
میدونی من چطور درسم رو تموم کردم ؟
-
دست کشیدن
verb -
موقوف شدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- پایان دادن
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tamat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tamat" با ترجمه به فارسی
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
-
قلمرو حساب
-
تاریخ انقضا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن