ترجمه "tambang" به فارسی

بار, بار کشتی, بارگیری بهترین ترجمه های "tambang" به فارسی هستند.

tambang
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بار

    noun

    Pernah sekali, kami tidak mempunyai wang untuk membayar tambang bas ke perhimpunan litar yang diadakan sekitar 130 km dari tempat kami.

    یک بار به اندازهٔ کافی پول نداشتیم تا با اتوبوس به مجمع حوزه در ۱۳۰ کیلومتریمان برویم.

  • بار کشتی

    noun
  • بارگیری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حمل
    • مال من
    • مامن
    • محموله دریایی
    • معدن
    • منبع
    • مین
    • کان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tambang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tambang" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tambang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه