ترجمه "tanah" به فارسی
زمین, zamin, خاک بهترین ترجمه های "tanah" به فارسی هستند.
tanah
noun
-
زمین
nounMeskipun demikian tidak seekor pun jatuh ke tanah tanpa persetujuan Bapa kamu.
با این همه، حتی یک گنجشک نیز بدون خواست پدر شما به زمین نمیافتد.
-
zamin
-
خاک
nounSaya akan lumurkan ubat ramuan pudina, kamomil dan tanah liat untuk menyembuhkan luka.
دارم از یه مرهم نعنا ، بابونه و خاک رس برای بهبود زخمت استفاده میکنم.
-
ترجمه های کمتر
- سرزمین
- تملک زمین
- زراعت
- کشاورزی
- گرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tanah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tanah
-
خاک
nounTanah kecil, berhampiran beberapa runtuhan lama di mana orang ayah saya menanam mayat mereka.
نقشه هاي کوچيک نزديک خرابه هاي قديمي جايي که يگان پدرم مردهاشون رو اونجا خاک کردن
عباراتی شبیه به "tanah" با ترجمه به فارسی
-
خزنده · کرم خاکی
-
باریکه خاکی
-
بادام زمینی · بادام کوهی
-
تالاب
-
خاکی · ساکن زمین · صاحبخانه · مالک · موجر
-
کانیهای رس
-
باتلاق
-
عربستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن