ترجمه "tangan" به فارسی
دست, دس, دَست بهترین ترجمه های "tangan" به فارسی هستند.
tangan
noun
دستور زبان
-
دست
nounKemudian, dengan tangan yang stabil, dia selamatkan nyawa saya.
بعد با دستان توانمندش، زندگیام را نجات داد.
-
دس
noun -
دَست
-
ترجمه های کمتر
- سند
- پنجه
- چنگال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tangan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tangan
-
دست
nounابزار چنگ زدن به اندام های فوقانی
Kemudian, dengan tangan yang stabil, dia selamatkan nyawa saya.
بعد با دستان توانمندش، زندگیام را نجات داد.
-
دست (یکا)
عباراتی شبیه به "tangan" با ترجمه به فارسی
-
نارنجک
-
نارنجک
-
اعلام کردن · افرین گفتن · ندا دادن
-
نرده
-
حائل شدن · مداخله کردن · پادرمیانی · پایمردی
-
بیماری دست، پا و دهان
-
ترمز دستی
-
صنعت دستی · کاردست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن