ترجمه "tangkap" به فارسی
توقیف, دستگیر کردن بهترین ترجمه های "tangkap" به فارسی هستند.
tangkap
-
توقیف
noun -
دستگیر کردن
verbSaya telah tangkap dua ekor pencuri sebelum mereka...
من این دزد ها رو دستگیر کردم قبل از اینکه...
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tangkap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tangkap" با ترجمه به فارسی
-
دستگاه ضبط
-
بد تفسیر کردن · بد خواندن · درست نفهمیدن · غلط خواندن · نادرست فهمیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن