ترجمه "tembak" به فارسی
تیراندازی, تیراندازی کردن, رویش شاخه بهترین ترجمه های "tembak" به فارسی هستند.
tembak
verb
دستور زبان
-
تیراندازی
nounPada suatu malam, saya terlibat dalam kejadian tembak-menembak.
یک شب درگیر یک جریان تیراندازی شدم.
-
تیراندازی کردن
-
رویش شاخه
noun -
شلیک کردن
verbPoseidon tembak dan bunuh Gaines pada malam itu.
اون شب پوسایدن به اون مرد شلیک کرد و کشتش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tembak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tembak" با ترجمه به فارسی
-
تیراندازی
-
شلیک و بعد هیچ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن