ترجمه "tempat" به فارسی
جا, محل, اجازه نامه بهترین ترجمه های "tempat" به فارسی هستند.
tempat
noun
-
جا
nounJika anda berada di daratan, sila pergi ke rumah perlindungan atau ke tempat yang selamat sekarang juga.
اگه الان او سمت هستيد ، بايد همين الان به يه پناهگاه يا جاي امن بريد.
-
محل
nounJanice telah mengambil kesempatan untuk menginjil di tempat kerja.
خواهری به نام جانیس محل کارش را محدودهٔ خود به شمار میآورد.
-
اجازه نامه
noun
-
ترجمه های کمتر
- اغاز
- خوابگاه کشتی
- دروغ
- رگ
- محل خاص
- منطقه
- موضع
- مکان
- میدان
- میدان عمومی
- میدان وبازار
- همسایگی
- وضع
- پروانه
- کشتی
- یادداشت مختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tempat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tempat" با ترجمه به فارسی
-
تعمیر · مراجعه مکرر · مرمت · پاتوق
-
سپرده · صندوق تابوت
-
جا · موقعیت
-
برتر بودن · درجه دادن
-
نیایشگاه
-
لندمارک
-
قانون گل زده در خانه حریف
-
مسکن · مقر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن