ترجمه "tenaga" به فارسی

انرژی, تار وپود, حال بهترین ترجمه های "tenaga" به فارسی هستند.

tenaga
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انرژی

    noun

    Dia muda dan penuh dengan tenaga, perkara ini tidak terlalu susah untuk dia.

    چرا که او جوان و پُر از انرژی بود، برای او چندان مشکل نمی بوده است.

  • تار وپود

    noun
  • حال

    noun

    Lagipun, nyawa hanyalah sumber tenaga untuk kamu, kan?

    به هر حال ، زندگي افراد برات منبع انرژي به شمار مياد ، مگه نه ؟

  • ترجمه های کمتر

    • ذوق
    • رگ وپی
    • زنده دلی
    • قدرت
    • نیرو
    • نیروی عضلانی
    • وتر
    • پرواری
    • پی
    • گوشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tenaga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tenaga
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انرژی

    noun

    Tenaga melakukan sesuatu yang penuh keajaiban:

    و انرژی یه کار فوق العاده دیگه هم میکنه،

عباراتی شبیه به "tenaga" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tenaga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه