ترجمه "tentera" به فارسی
ارتش, سرباز, جمعیت بهترین ترجمه های "tentera" به فارسی هستند.
tentera
-
ارتش
nounKerajaan dimenangi melalui tentera, tapi empayar dibina melalui pakatan.
پادشاهی ها با پیروزی توسط ارتش به وجود میان ، ولی امپراطوری ها با اتحاد.
-
سرباز
nounSeorang tentera telah melengkapkan misinya, walaupun ia membunuh dia.
يه سرباز تا آخر مأموريت کارشو ادامه ميده.
-
جمعیت
noun
-
ترجمه های کمتر
- دسته
- سالدات
- سپاه
- سپاهی
- لشکر
- لشگر
- گروه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tentera " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tentera" با ترجمه به فارسی
-
آکادمی نیروی دریایی آمریکا
-
هواپیمای ترابری نظامی
-
پدر روحانی
-
منطقه غیرنظامی
-
هوانوردی نظامی
-
دژبان · پلیس نظامی
-
پلیس نظامی
-
نیروی زمینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن