ترجمه "tenteram" به فارسی
آرام, آرام شده, آرام کرده بهترین ترجمه های "tenteram" به فارسی هستند.
tenteram
-
آرام
adjective17 Dan aku, Enos, tahu hal itu akan terjadi menurut perjanjian yang telah Dia buat; oleh kerana itu jiwaku tenteram.
۱۷ و من، انوش، می دانستم این برپایۀ پیمانی که او بسته بود می شود؛ از این رو روانم آرام گرفت.
-
آرام شده
adjective -
آرام کرده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بدون موج
- بی جنبش
- تعادل فکری
- خونسردی
- سکوت
- صاف
- عدالت
- قضاوت منصفانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tenteram " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن