ترجمه "tepat" به فارسی
دقیق, بجا, بموقع بهترین ترجمه های "tepat" به فارسی هستند.
tepat
adjective
-
دقیق
adjectivePetrus pula mempunyai pengetahuan yang tepat dan mengasihi Tuhan.
ولی پِطرُس، هم شناختی دقیق از خدا داشت و هم خدا را دوست داشت.
-
بجا
adjective -
بموقع
adjectiveDan kapal penarik tak boleh datang tepat waktu.
و ناو یدک کش هم بموقع اینجا نمیرسه
-
ترجمه های کمتر
- بی عیب
- درخور بودن
- صحیح
- عینا
- مختصر
- مناسب بودن
- موجز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tepat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tepat" با ترجمه به فارسی
-
مستطیل
-
پاسخهای کامل در نسبیت عام
-
مستطیل
-
تفنگ تکتیراندازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن