ترجمه "terbalik" به فارسی

برعکس, برگشته, رد کردن بهترین ترجمه های "terbalik" به فارسی هستند.

terbalik
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برعکس

    adjective

    Kerana, yang sepatutnya menjadi terbalik.

    به خاطر این که ، اون تابلو باید برعکس باشه

  • برگشته

    adjective

    Budak itu menumbuk beg tumbuk itu, ia terbalik dan dengan serta merta berdiri tegak lagi selepas setiap tumbukan.

    پسر یک مشت به آدمک بادی زد، آن به زمین افتاد و بلا فاصله بعد از هر مشتی بالا برگشت.

  • رد کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • وارونه
    • واژگون شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terbalik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "terbalik" با ترجمه به فارسی

  • اختلاف داشتن · تفاوت داشتن · فرق داشتن · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · نساختن با
اضافه کردن

ترجمه های "terbalik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه