ترجمه "terowong" به فارسی
تونل, نقب, تونل بهترین ترجمه های "terowong" به فارسی هستند.
terowong
-
تونل
nounLama sebelum kami sampai ke hujung terowong, saya tidak lagi memerlukan bantuan rakan saya.
مدّت ها قبل ازرسیدن به انتهایِ تونل، من دیگر نیازی به کمک دوستانم نداشتم.
-
نقب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " terowong " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Terowong
-
تونل
nounTerowong kereta api itu dilencong ke arah utara ini.
تونل قطار به قسمت شمالی اینجا تغییر مسیر داده
عباراتی شبیه به "terowong" با ترجمه به فارسی
-
تونل باد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن