ترجمه "tertutup" به فارسی
برهم نهادن, بستن, بسته بهترین ترجمه های "tertutup" به فارسی هستند.
tertutup
-
برهم نهادن
verb -
بستن
verbSaat ini aku berada di rumahku, dengan pintu dan jendela tertutup rapat.
من تو خونم هستم, در و پنجره ها بستن...
-
بسته
adjectiveSeperti ciuman, kau tahu, bibir tertutup, bibir terbuka.
مثل بوسیدن ، لب بسته ، لب باز.
-
ترجمه های کمتر
- بسته شدن
- تعطیل شدن
- جوش دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tertutup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن