ترجمه "tikus" به فارسی
موش, مشک, موش صحرایی بهترین ترجمه های "tikus" به فارسی هستند.
tikus
noun
-
موش
nounKami ingat ia sebuah hotel, hotel yang dipenuhi tikus.
ما فكر مىكرديم اونجا يه هتله، هتلى پر از موش.
-
مشک
noun -
موش صحرایی
Tikus bangun pada matahari terbit untuk tiba dengan awal, tetapi dalam perjalannannya, dia terserempak dengan kuda, harimau dan lembu.
موش صحرایی با طلوع خورشید بیدار شد تا زود شروع کند، ولی در راه رسیدن به رودخانه، با اسب، ببر، و گاو برخورد کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tikus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tikus
Tikus (zodiak)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tikus" در فرهنگ لغت مالایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tikus در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "tikus"
عباراتی شبیه به "tikus" با ترجمه به فارسی
-
یلوه نوکسبز
-
خوکچه هندی · همستر
-
موش صحرایی قهوهای
-
خوکچه هندی
-
تب کانیکولا
-
موش صحرایی سیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن