ترجمه "timun" به فارسی
خيار, خیار بهترین ترجمه های "timun" به فارسی هستند.
timun
-
خيار
Jika bernasib baik, timun atau terung.
وقتي من خوشانسم ، که. خيار يا بادمجون دستش باشه
-
خیار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " timun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "timun"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن