ترجمه "tin" به فارسی
حلب, قوطی بهترین ترجمه های "tin" به فارسی هستند.
tin
-
حلب
noun proper -
قوطی
nounDia rasa kesal dan mula baling tin bir ke hujung studio.
اعصابش به قدری خرد شد که شروع کرد به پرت کردن قوطی خالی به این طرف و آن طرف استودیو.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tin" با ترجمه به فارسی
-
انجیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن