ترجمه "tua" به فارسی

مسن, بزرگتر, سالخورده بهترین ترجمه های "tua" به فارسی هستند.

tua adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسن

    adjective

    Apabila satu generasi datang dan satu generasi pergi, saudara muda akan mengambil alih tanggungjawab saudara tua.

    همچنان که نسلی جایگزین نسل دیگر میشود افراد مسنتر وظایف خود را به جوانترها میسپارند.

  • بزرگتر

    adjective

    Gadis yang penyayang ini berusia dua tahun lebih tua daripada saya.

    بِتی دختری مهربان و دو سال از من بزرگتر بود.

  • سالخورده

    adjective

    Jika anda orang muda, cubalah menunjukkan minat terhadap orang yang lebih tua.

    یک راه این است که به برادران و خواهران سالخورده علاقه و توجه نشان دهید.

  • ترجمه های کمتر

    • پیر
    • کهنسال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tua " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tua" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tua" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه