ترجمه "tugas" به فارسی
وظیفه, اجازه نامه, استان بهترین ترجمه های "tugas" به فارسی هستند.
tugas
-
وظیفه
nounTapi kita telah diamanahkan tugas yang lebih besar dari keinginan kita.
اما وظیفه ای که برعهده ماست خیلی بزرگتر از امیال شخصی مون هست.
-
اجازه نامه
noun -
استان
noun
-
ترجمه های کمتر
- امرمهم
- بجای
- تکلیف
- جا
- خدمت
- خوابگاه کشتی
- در عوض
- طرح
- قصد
- ماموریت
- متعهد
- محل
- مزرعه
- مسکن
- مقصود
- منظور
- ولایت
- پروانه
- کار
- کار مشکل
- یادداشت مختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tugas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tugas" با ترجمه به فارسی
-
درخواست وظیفه
-
شروع کننده عملیات
-
خلاصه وظیفه
-
وظیفه محول شده
-
نواروظیفه
-
چهارچوب وظیفه
-
لیست وظایف
-
لیست وظایف روزانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن