ترجمه "tumor" به فارسی
تومور, غده, ورم بهترین ترجمه های "tumor" به فارسی هستند.
tumor
-
تومور
nounJika saya berasa sihat, saya suka menjalankan aktiviti penyebaran dari rumah ke rumah.” —Barbara, didiagnosis dengan tumor otak.
در روزهایی که حالم بهتر است به موعظهٔ خانهبهخانه نیز میروم.» — باربارا مبتلا به تومور مغزی.
-
غده
noun -
ورم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tumor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tumor
-
تومور
nounهرگونه توده یا برامدگی داخل یا روی سطح بدن
Saya namakan dia Tumor, sebab dia buat kita lebih kuat.
" اسمشو گذاشتم " تومور چون مثل تومور با شما رشد می کنه
عباراتی شبیه به "tumor" با ترجمه به فارسی
-
خوشخیم
-
تومور استخوان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن